درس ششم داستان خیر و شر ادبیات 1
درس ششم داستان خیر و شر صفحه ی ۵۰
۱- خیر .
۲- کشاکش همیشگی نیکی و بدی و حاکمیت خوبی ها و این که سرانجام نیکی رستگاری و
عاقبت بدی تباهی و نابودی است .
۳- زیرا شر به سبب بدجنسی تصور می کرد که خیر مروارید خود را بعداً پس می گیرد لذا
گفت باید چشم هایت را ببخشی که هرگز نتوانی آن را پس بگیری .
۴- هردو داستان کشاکش نیکی و بدی را نشان می دهد و مثل این داستان ، در آن جا نیز
هابیل نماد خوبی و قابیل نماد شر و ستمگری است .
۵- گوهر اول : همان لعل و گوهر است که شر آن را از خیر می دزدد و گوهر دوم استعاره
از خیر است .
۶- تکلیف دانش آموزی .
۷- داستان ((مرد ونامرد)) که اصل آن از کتاب هزار ویک شب است و آقای مهدی آذر یزدی
آن را بازنویسی کرده است و داستان بینوایان رویارویی ژان والژن و ژاور و داستان
هابیل و قابیل .
۸- سعی کن تا می توانی در پی کسب علم و دانش باشی زیرا این گوهر گرانقدر در انتظار
تو نمی ماند.
آینه ات را جلا ببخش تا نور حق در آن تجلی کند. (آینه استعاره از دل )
راز باقی ماندن در نگاه نیک ما به پدیده های دنیا و زیبایی هاست؛ پس زیبا ببینیم تا ماندگار شویم!