پاسخ خود آزمایی درس "دیوان شرقی "
1) فرقست ازآب خضرکه ظلمات جای اوست تا آب ما که منبعش الله اکبرست .
آبی که خضر، حیات از او یافت/ در میکده جو که جام دارد.
روان تشنه ی ما را به جرعهای درياب/ چو میدهند زلال خضر ز جام جمت
فيض ازل به زور وزر ار آمدي به دست آب خضر نصيبه ی اسكندر آمدي
2) ای حافظ همچنان که جرقه ای برای آتش زدن و سوختن شهر امپراتوران کافی است از گفته ی شورانگیز تو چنان آتشی بر دلم نشسته که سراپای مرا در تب و تاب افکنده است.
3) هر سه پنهان نمی مانند و از راز درون خبر می دهند.
4) در قطعه ی تقلید: تو آن كشتي اي كه مغرورانه ، باد در باديان افكنده است تا سينه ي دريا را بشكافد و پاي بر سر امواج نهد و من آن تخته پاره ام كه بيخودانه سيلي خور اقيانوسم .
5) خرامان بشد سوی آب روان چنان چون شده بازجوید روان
آتش است این بانگ نای و نیست باد/ هرکه این آتش ندارد، نیست باد
من هر چه ديده ام زدل و ديده ديده ام گاهي زدل بود گله ، گاهي ز ديده ام
راز باقی ماندن در نگاه نیک ما به پدیده های دنیا و زیبایی هاست؛ پس زیبا ببینیم تا ماندگار شویم!